هر از گاهی.....

هر از گاهی در تنهایی
در خواب و بیداری
صدای تو را می شنوم که مرا می خوانی
آهسته می گویم :
جانم ؟
نفسم بند می آید
هنوز فقط صدایت را شنیده ام
امان از روزی که تو پیش رویم باشی
به خودم می آیم
تنهای تنهایم
دستانم دور از دستان توست
و دلم بی تاب دیدنت
چه توهم زیبایی ست که
تو در کنارمی ....
نظرات شما عزیزان: